تبار انحراف - جلد اول

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

تبار انحراف - جلد اول

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

رهبر معظم انقلاب: امروز در دنیای اسلام، مکلفیم دشمن شناسی و تکلیف شناسی را در حد اعلا برای جهان اسلام و مردم ایران تدارک ببینیم.

آغاز سخن

دنیا عرصه کارزار حق و باطل است و در این میان، شناخت دشمن و آگاهی از جایگاه و قدرت او از ضروریات عقلی است. اگر شخصی آشنا با فنون رزمی با شخصی کار ناآزموده وارد عرصه کارزار شود، فطعاً با ضربه‌ای حریف را از میدان بیرون خواهد کرد. اما اگر چشم و گوش این مبارز را ببندید، او دیگر پیروز میدان نخواهد بود؛ چرا که قدرت دارد، ولی به دلیل فقدان اطلاعات از حریف، نمی‌داند کی و چگونه از قدرت و فن خویش بهره گیرد. چون نمی‌داند حریف کی و از چه نقطه‌ای و با کدام وسیله حمله میکند. بنابراین هر قدر که قدرتمند باشید، اما اطلاعات کافی از دشمن نداشته باشید شما شکست خورده اید.

هر موجود زنده‌ای در این دنیا دارای دشمن است و به میزان گستره وجودی‌اش دشمن او بیشتر است. این اصل، بین انسان‌ها و حیوانات و نباتات مشترک است، اما تفاوتی اساسی بین انسان و سایر موجودات زنده است که دشمن انسان، هوشمند و بالنده است؛ یعنی آموزش و تجربه در پیچیدگی و گونه‌های اجرایی آن مؤثر است و به هر میزان که آموزش و تجربه دیده باشد، روش‌های اعمال دشمنی‌اش پیچیده‌تر می‌شود.

اصل دیگری که این بحث را تکمیل می‌سازد، اصل به کارگیری استتار و اختفا هنگام رویارویی با دشمن، برای غافلگیر ساختن اوست. این اصل، مشترک بین انسان و حیوان است. اصل هوشمندی و بالندگی نیز، انسان‌ها را از سایر موجودات متمایز می‌سازد. بنابراین آموزش و تجربه در نوع استتار بسیار مؤثر است و دشمن به میزان قدمت و آموزش در استتار و اختفا پیروزمند‌تر است.

با توجه به این اصول، ملت هوشمند و مسلمان ایران که دارای حکومتی اسلامی به روشی نو و مستقل است و سرزمینشان سرشار از ذخایر خدادادی است، باید توجه داشته باشند که برابر اصل اول، دارای دشمن‌اند، و برابر اصل دوم، دشمن سعی در اختفا و استتار دارد. و بنا بر اولین سخن، اگر دشمن را نشناسیم و آگاهی کافی از آن به دست نیاوریم، شکست ما حتمی است. اکنون اگر بخواهیم وارد عرصه شناسایی دشمن شویم، با توجه به نوپایی جمهوری اسلامی، و قرن‌ها تجربه دشمن، طبیعتاً کشف و شناسایی آنها از راه معمول میسور نیست و باید از مسیرهایی چون نفوذ، استراق سمع، بازجویی و کشف خفا از اطلاعات آشکار بهره برد که بررسی فنی هر یک از این روش‌ها نامیسور بودن آن را روشن می‌سازد. بنابراین در کشف دشمن و اهداف و روش‌های او باید مسیری غیر از روش‌های معمول در اختیار باشد تا در این امر خطیر موفق باشیم. این مسیر در اختیار ما هست و خداوند متعال راهکار این مشکل را در قرآن برای ما بیان کرده است و به گونه‌ای دشمن را در برابر دیدگان ما به تصویر کشیده است که اگر بر اساس آن عمل کنیم، بدون تردید پیروز میدان خواهیم بود. چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:

سستی مکنید و اندوهگین مباشید، زیرا اگر ایمان آورده باشید، شما برتری خواهید جست (آل عمران/139 )

قرآن سه دشمن را برای ما معرفی کرده است: یهود، مشرکان و نصارا. چهارمین این دشمنان، منافقان‌اند؛ چرا که نفاقی که باید با آن جنگید و همچون سه نیروی بیرونی باید با آن برخورد کرد، همیشه سایه یکی از این نیروهاست. منافق کسی است که به دروغ ادعای اسلام می‌کند، در حالی که در باطن مسلمان نیست؛ یعنی یا از یهود است، یا از مشرکان و یا از نصارا. قرآن با معرفی دشمن، به اولویت بندی در دفاع و لزوم نیرو گذاری در برابر دشمن درجه اول پرداخته و در سوره مائده، یهود را به عنوان دشمن درجه اول و مشرکان را دشمن بعدی معرفی کرده است که طبیعتاً نصارا در رتبه آخر قرار می‌گیرند. ملاک اولویت بندی دشمن را می‌توان چهار مؤلفه دانست: عمق خواسته، امکانات، آموزش، انگیزه. با توجه به این مؤلفه‌هاست که یهود را دشمن نخست خویش می‌دانیم. برای دشمن‌شناسی باید این چهار مؤلفه در این گروه شناسایی شود. قرآن نسبت به همه این امور اطلاعات را به شکل مستقل یا ضمنی معرفی کرده است؛ یعنی گاهی به شکل مستقل اهداف آنها را بیان کرده و گاهی با سخن گفتن از تورات منبع مطالب آنها را معرفی کرده است.

آنچه از مجموع مطالب قرآن و تورات نسبت به خواسته این سازمان استفاده می‌شود، این است که آنان خواهان حاکمیت بر تمام دنیا هستند و ادعا می‌کنند که خداوند زمین و حاکمیت بر آن را به آنان بخشیده و دست بر سینه انتظار رسیدن این گروه به این خواسته را می‌کشد و برای او راهی برای خروج از این خواسته نیست.

در همین راستا یهودیان، مردم روی زمین را سه دسته می‌دانند:

1. بنی‌اسراییل که نژاد برتر و هدف از خلقت‌اند .

2. غیر بنی‌اسراییل که این قوم را نژاد برتر می‌دانند. اینان به عنوان انسان درجه دوم حق حیات دارند و خدمتگزار بنی‌اسراییل‌اند .

3. غیر بنی‌اسراییل که با برتری بنی‌اسراییل مخالف‌اند. اینان باید کشته شوند و مقامشان از حیوانات پست‌تر است.

از دیدگاه یهود، مسلمانان، که شعار عدالت فراگیر و تساوی همه انسانها در پیشگاه الهی را سر داده‌اند و همه را در ورود به دین خدا برابر می‌دانند و منکر برتری نژادی یهود هستند، چاره‌ای جز هلاک و نابودی ندارند. این بخشی از اندیشه خطرناک و مدون یهود است.

نوشتار پیش روی، نخستین جلد از مجموعه‌ای است که با هدف شناسایی این جریان و رفتار آنان تدوین یافته است. با شناسایی این جریان، ریشه جریانات جاری در سطح بین‌الملل ومنطقه و کشور ما روشن می‌شود و حقیقت این سخن بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی را درمی‌یابیم که فرمود:

«اسراییل باید از صفحه روزگار محو شود.»


علیرضا مترصد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی