سلام بر نوح در میان جهانیان، ما نیکوکاران را این گونه پاداش میدهیم؛ به راستی او از بندگان مؤمن ما بود. )صافات/آیه 79-81)
نتیجه اقدامات شیطان و حزب او در فاصله زمانی آدم تا نوح(ع)، بیرون کردن اکثریت انسانها از خط هدایت بود. نوح پس از تلاش چند صد ساله با اجتماعی رو به رو بود که اکثریت آن را افراد منحرف و بد تشکیل میدادند. نوح(ع) بیش از نهصد سال مردمش را به حق فرا خواند و ثمری ندید، تا آنکه به خدای خویش پناهنده شد و خداوند، او و مؤمنان اندک را رهانید و دیگران را هلاک ساخت.
ما نوح را بر مردمش به پیامبری فرستادیم. او هزار سال و پنجاه سال کم در میان آنان بزیست و چون مردمی ستم پیشه بودند، توفانشان فرو گرفت. (عنکبوت/ 14) (تورات نیز عمر نوح را 950 سال شمرده است. ر.ک: عهد عتیق، پیدایش، باب 9، شماره29)
آیا این تلاش نهصد ساله بیهوده بود؟ آیا علم به چنین تقدیری نوح(ع) را از رسالت خویش باز داشت؟ آیا پیامبران پس از نوح، بار امانت از دوش نهاده و سرانجام را در آغاز دیدند؟ پیام داستانهای قرآن در همه جا این است: رفتن و جوشیدن و کوشیدن همه چیز و همه کس در راه هدایت بر مدار طبیعت و تکالیف طبیعی. رسیدن یا نرسیدن، از مقولهای دیگر است و از ارزش آن رسالت و هدف، چیزی نمیکاهد. در بیانات حضرت نوح(ع)، علت درخواست عذاب این گونه آمده است:
و نوح گفت: ای پروردگار من، بر روی زمین هیچ یک از کافران را مگذار، که اگر بگذاریشان بندگانت را گمراه میکنند و جز فرزندانی فاجر و کافر نیاورند. (نوح/ آیات 26و27)
نُه قرن تلاش نوح(ع) در ایمان تنی انگشت شمار به بار نشسته بود و تمسخر و تلاش کافران در گمراهی مؤمنان روز به روز فزاینده میشد. از هدایت کافران که هیچ بارقه امیدی دیده نمیشد و فرزندان آنان نیز در زمره آنان درمیآمدند و مؤمنان اندک را تاب تحمل دینداری فروکش کرده بود. این بود که نوح دست به دعا برآورد و عذاب کافران را از خدا خواست. اگر کسی، به امروز و به آینده امیدوار باشد، نمیتواند از خدا درخواست عذاب کند، اما حضرت هیچ بارقه امیدی را نمیدید. چرا که خداوند به او خبر داد که دیگر هیچ کس از قوم تو به تو ایمان نخواهد آورد. (هود/ 36)
دعوت فراگیر
نوح(ع) اینان را شبانه روز، مخفیانه و آشکارا و با تحمل و استقامتی پیگیر، به سوی حق فرا خواند و همه اصول و شیوههای صحیح را در دعوت آنها به کار بست و همچون طبیبی دلسوز به بالین آنها رفت و پستی و آثار زشت بتپرستی را برای آنان شرح داد، ولی گفتار منطقی و سخنان دلپذیر حضرت، هیچ تأثیری بر آنان نداشت.
ای پروردگار من، من قوم خود را شب و روز دعوت کردم. پس به آواز بلند دعوتشان کردم. باز به آشکار گفتم و در نهان گفتم. (نوح/ آیات 5-9)
بنابراین، درخواست نوسازی طبیعی است. شیطان به اندازهای بر آدمیان چیره شده که امید از هدایت روی زمین رخت بر بسته است.
و به نوح وحی رسید که از قوم تو جز آن گروه که ایمان آوردهاند، دیگر ایمان نخواهند آورد. از کردار آنان اندوهگین مباش. (هود/ 36)
اگر امید هدایت از نقطهای منقطع شود، خداوند با عذاب خویش، زمین را از آن نطقه پاک خواهد ساخت.
گستره و ویژگیهای توفان
در آیه رب لا تذر علی الأرض من الکافرین دیارا؛ (نوح/ 26) اگر الف و لام ارض، الف و لام جنس باشد به معنای کل ارض خواهد بود، اما اگر الف و لام عهد باشد، یعنی زمینی که من هستم و تو هم میدانی. ظاهراً در این آیه، مراد الف و لام جنس است، چون خداوند متعال فرمود: از هر حیوانی یک زوج سوار بر کشتی کن. (مؤمنون/ 27) (و نیز عهد عتیق، پیدایش، باب7) اگر قرار بود تمام زمین گرفتار عذاب نشود، این کار لازم نبود، از این کار میتوان دریافت که خداوند درصدد تغییری بنیادین در سراسر زمین است. (ر.ک: المیزان، ج10، ص264و265) در قرآن آمده است:
کشتی آنان را در میان امواجی چون کوه میبرد. (هود/ 42)
برای ایجاد موجهایی به بزرگی کوه، عمق آب باید بسیار باشد. حال آیا این مقدار آب نقشه زمین را عوض نکرده است؟
کشتی نوح(ع)، کشتی ویژهای بوده است: استحکام کشتی، مدل آن و استقرار آن همه حیوانات و مکان علوفههای آنها. حضرت نوح آن کشتی را چگونه و با کمک چه کسانی ساخت؟ کشتی نوح(ع) با آن بار سنگین، چگونه در برابر امواجی چون کوه مقاومت کرده است؟ پاسخ آن است که طبق فرمان خداوند: وصنع الفلک بأعیننا و وحینا؛ (هود/ 37) این کشتی، کشتی ویژهای بوده و نوح(ع) کشتی را زیر نظر و الهام خداوند ساخته است. (عهد عتیق نیز به این نکته اشاره کرده است. ر.ک: پیدایش، باب6، شماره 15-16) این نشان از دو امر است: اول اینکه در آن دوران نیز بشر در صنعت به پیشرفتهایی دست یافته و ابزارها در اختیار نوح بوده است. نقشه کشی و دستورالعمل ساخت و طراحی از ناحیه باریتعالی است. اما ابزار آماده سازی همان ابزاری است که در آن روز رایج است و باید توان ایجاد چنین طرحی را دارا باشد. دوم اینکه منشأ پیشرفت علم و صنعتی که روی زمین آمده، از خدا بوده است. (منشأء علوم آدمی از خداوند است و هموست که انسان را دانش آموخت این مهم رامیتوان از آیات قرآن دریافت. برخی از این آیات عبارتاند از: 1- بقره/31؛ و نامها را به تمامی به آدم بیاموخت. 2- انبیاء/ 79 - و این شیوه داوری را به سلیمان آموختیم و همه را حکم و علم دادیم و کوهها را مسخر داوود گردانیدیم که آنها و پرندگان با او تسبیح میگفتند و این همه ما کردیم 3- نمل/ 15 - ما به داوود و سلیمان دانش دادیم 4- انبیاء/ 80 - و به او(داوود) آموختیم تا برایتان زره بسازد. تا شما را به هنگام جنگیدنتان حفظ کند.)
با اراده خداوند، از زمین آب جوشید و از آسمان باران گرفت. (قمر/ آیه 11و12 و نیز عهد عتیق، پیدایش، باب7) یکی از فرزندان نوح(ع) در زمره کافران بود و پندهای پدر بر او کارگر نیفتاده بود. بلای جهانگیر توفان فرا رسیده بود و نوح دید که فرزندش در خطر هلاکت و غرق فرو افتاده است. دلش به حال او سوخت و وعده خداوند را به خاطر آورد که او و اهلش را هلاک نخواهد ساخت:
نوح پروردگارش را ندا داد: ای پروردگار من، پسرم از خاندان من بود و وعده تو حق است و نیرومندترین حکم کنندگان تو هستی. گفت: ای نوح، او از خاندان تو نیست. او عملی است ناصالح، ازسر نا آگاهی چیزی از من مخواه. بر حذر میدارم تو را که مردم نادان باشی. (هود/ آیات 45و46)
از این آیه میتوان دریافت که در زمینه اهل، خداوند متعال حقیقت خاص خود را دارد. «اهل» در نظر شارع به معنای منسوب نسبی و سببی نیست، به معنای منسوب فکری و ایمانی است.
آغاز زندگی دوباره بر روی زمین
پس از پایان توفان، کشتی بر کوه جودی (بنا بر روایات، جودی در محل مسجد کوفه بوده است. ر.ک: الکافی، ج8، ص279- 280؛ تفسیر العیاشی، ج2، ص146و149؛ در ترجمه کلدانی و سریانی تورات نیز، محل به خاک نشستن کشتی، قله کوه «جودی» یا «جوردی» معین شده است؛ اما در ترجمههای فعلی، این محل را «آرارات» واقع در ارمنستان گفتهاند، جای این سؤال است که چرا یهودیان در صدد تغییر مکان فرود آمدن کشتی نوح هستند؟! ر.ک: قاموس کتاب مقدس، ص30) به خاک نشست. (هود/ 44) برای بار دوم زندگی روی زمین آغاز شد. این بار نیز همه کسانی که روی زمین آمدند، خوب بودند، اما تفاوت آغاز اول با آغاز دوم در تعداد کیفیت بود. بار اول دو نفر بودند و این بار کمی بیشتر؛ (در شمار نجات یافتگان از توفان، رقمهای گوناگونی ارائه شده است. به نظر میرسد صحیحترین رقم، هشت نفر باشد. عهد جدید نیز به نقل از پترس، این رقم را بیان کرده است. ر.ک: عهد جدید، رساله اول پترس رسول، باب 3، شماره20؛ رساله دوم پترس رسول، باب 2، شماره 5) آدم و حوا دارای یک تجربه بودند و این گروه تجربههای فراوانی در اختیار داشتد. معلوم میشود که روند تاریخ رو به خوبی است.
آغاز عملیات دشمن برای گمراهی
قرآن، سرمایهداری و زیادهخواهی را منشأ ترویج بت میبیند. بتپرستی یک طراحی فکورانه برای انحراف بشر است. در بحث ادیان ومنشأ بت پرستی، اختلاف عمیق ما با جامعه شناسان غربی، در قرآن به خوبی توضیح داده شده است.
ای پروردگار من، آنها فرمان من نبردند و از کسی پیروی کردند که مال و فرزندش جز به زیانش نیفزود. مکر کردند- مکری بزرگ. و گفتند: خدایانتان را وا مگذارید. ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر را ترک نکنید. بسیاری را گمراه کردند و تو جز برگمراهی ستمکاران میفزای. (نوح/ آیات 21تا24)
بت پرستی تفکری است از یک منشأ مادهگرا برای استعمار و استثمار انسانها. افکار انحرافی که مردم را از دین دور میکند، به دست دین شناسانی که به انحراف حرف خویش واقفاند، رواج مییابد. آنان تنها در پی منافع خویشاند و خود میدانند که چه میکنند، ولی تودههای مردم ممکن است ندانند.
تجربهای که حضرت آدم(ع) در بهشت نداشت و همان باعث خوردن از آن درخت شد، کسانی که از کشتی پیاده شدند دارا بودند. آن تجربه همان توفان بود. طبعاً مبدأ تاریخ تا زمان حضرت ابراهیم(ع)، میبایست سال توفان بوده باشد. توفان عذاب بسیار وحشتناک و عظیمی بود که آنان به چشم خود دیده بودند و دست از پا خطا نمیکردند؛ بنابراین کار شیطان در این زمان بسیار دشوار بود.
توزیع جمعیت زمین از این کشتی آغاز شد. این کار بسیار حساب شده صورت گرفت و خود حضرت، فرزندانش را روی زمین پراکند. (ر.ک: عهد عتیق، پیدایش، باب10)
با فاصله گرفتن از زمان توفان، و فراموشی آن عذاب بزرگ، شیطان توانست انحرافات را آغاز کند.