تبار انحراف - جلد اول

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

تبار انحراف - جلد اول

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

۱ مطلب با موضوع «مکه، دوران دشوار پیامبر» ثبت شده است


تو کاهن هستی، تا ابدالاباد. (عهد عتیق، مزامیر، باب 110)

رسالت پیامبر(ص)، با دعوت پنهانی اطرافیان آغاز شد و این رسالت سه سال طول کشید. در این مدت گروهی به آیین پاک اسلام گرویدند و جامعه کوچکی از مسلمین در مکه شکل گرفت. (ر.ک: سیره النبویه، ج1، ص 262)

سران قریش در این سه سال، مشغول خوشگذرانی و سرمست عیش و نوش‌اند و در حالی که کم و بیش از دعوت سرّی محمد(ص) آگاهند، ولی واکنشی نشان نمی‌دهند.

دومین دوره رسالت پیامبر(ص) نیز به فرمان خداوند با دعوت خویشاوندان علنی می‌شود.

خویشاوندان نزدیک را بترسان. (شعرا/214)

وقتی پیامبر، قریش را به اسلام فرا خواند، جبهه کفر در برابر جبهه ایمان صف‌آرایی نمود و زنگ‌های خطر در تمام محافل شرک نواخته شد. پس از اندکی، اسلام به تمام طوایف قریش راه می‌یابد و از هر قبیله گروهی به پیامبر(ص) ایمان آوردند و همین باعث هراس مشرکان می‌شود. آنان به این نتیجه می‌رسند که از هر راه ممکن، اساس این دین نوپا را ویران کنند. تطمیع پیامبر(ص) هیچ سودی نمی‌بخشد و قریش تصمیم به شکنجه و آزار نو مسلمانان می‌گیرد. از آنجا که در میان عرب‌ها احساسات قومی و قبیله‌گرایی شدیدی وجود داشت و برای مثال اگر فردی از قبیله‌ای در قبیله دیگر دزدی می‌کرد و او را می‌‌گرفتند و پایش را می‌شکستند، افراد قبیله مقابل نیز تا پای یک نفر از آنها را نمی‌شکستند رهایشان نمی‌کردند. اگر کسی کشته می‌شد، حتماً باید کسی از آنها را می‌کشتند و در این میان تنها عامل بازدارنده از خون‌ریزی مجدد، پیوند سببی ازدواج بین آن دو قبیله بود و قضیه بدین‌ وسیله حل می‌گشت. این وضعیت برای مسلمانان خوب بود چرا که اگر مسلمانی از قبایل دیگر آزار می‌دید، افراد قبیله‌اش به حمایت از او بر‌می‌خاستند. مشکران به این نتیجه رسیدند که این قضیه به گسترش مسلمانان کمک می‌کند لذا حدود سال پنجم بعثت، جلسه‌ای گذاشته و در آن بنا گذاشتند که هر قبیله‌ای، سختگیری و شکنجه بر نومسلمانان همان قبیله را به عهده گیرد تا درگیری بین طوائف ایجاد نشود. (السیره النبویه، ج1، ص268-269؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج1، ص54) در نتیجه اوضاع به شدت بر مسلمانان سخت شد. در این شرایط غیرقابل تحمل، پیامبراکرم(ص) به مسلمانان مکه فرمود تا برای رهایی از آزار مشرکان به سرزمین حبشه هجرت کنند؛ چرا که حاکم آن سرزمین نیرومند و دادگر است. (السیره النبویه، ج1، ص321؛ تاریخ الطبری، ج2، ص70) آنان به فرماندهی جعفر، خاک مکه را ترک کردند. با رفتن مسلمانان به حبشه، پیام اسلام از محدوده مکه فراتر رفت و از سوی دیگر، مسلمانان دور از دسترس مشرکان، به بازسازی تشکیلاتی پرداختند و حتی امکان تبلیغ اسلام و تثبیت و تقویت آن فراهم شد. رفتن این عده بر مشکران بسیار گران آمد، تا جایی که هیئتی را برای بازگرداندن آنان فرستادند. (ر.ک: السره النبویه، ج1، ص221) این در حالی بود که پیامبر(ص) همراه آنان نبود. در این جریان، موفقیتی نصیب مشرکان نشد.

محاصره اقتصادی و سیاسی پیروان پیامبر، از دیگر تلاش‌های مشرکان برای جلوگیری از رشد روزافزون اسلام بود. پیروان پیامبر(ص) در دره‌ای به نام شعب ابی‌طالب مسکن گزیدند و هرگونه مبادله و خرید و فروش غیر مسلمانان با مسلمانان ممنوع اعلام شد. این محاصره سه سال طول کشید. فشار و سخت‌گیری به حدی رسید که ناله جگر خراش فرزندان بنی‌هاشم به هوا خاست. جوانان و مردان، با خوردن تنها یک خرما روز خویش را سپری می‌کردند. در تمام این سه سال، تنها در ماه‌های حرام، بنی‌هاشم از شعب بیرون می‌آمدند و داد و ستد اندکی می‌کردند و باز می‌گشتند. تنها در همین ماه‌ها پیامبر(ص) فرصت نشر و پخش آیین خویش را می‌یافتند. این وضعیت پس از سه سال پایان پذیرفت.

روایات مربوط به ارتباط اهالی مدینه با پیامبر متفاوت است. آنچه پذیرفتنی است اینکه، اولین ارتباط آنها با پیامبر(ص)، گویا در سال هشتم بعثت است که سران خزرج برای جمع‌آوری نیرو علیه اوسیان به مکه آمدند، اما سران شرک آنها را از هرگونه کمکی نا امید ساختند و علت را درگیری و بحران با پیامبر دانستند. این سفر در ماه حرام بود و پیامبر در مسجدالحرام بودند. تعدادی از آنها در این سفر به گفت‌وگو با پیامبر پرداخته و به اسلام متمایل شدند، در سال بعد تعدادی از ایشان دیداری با پیامبر(ص) برگزار کرده و به او ایمان آوردند. در موسم حج سال بعد، دوازده نفر در عقبه با او پیمان بسته و از حضرت برای هجرت به مدینه دعوت کردند و به ایشان گفتند ما سالهاست برای حاکمیت بر مدینه دچار نزاع هستیم؛ شما می‌توانید راه حل مدینه باشید. حضرت پذیرش دعوت را موکول به اسلام اهالی و دعوت عمومی کردند؛ از این رو آنها از حضرت درخواست مُبلغ کردند که ایشان مصعب بن عمیر را اعزام کردند.(الطبقات الکبری، ج3، ص118؛ تاریخ الطبری، ج2، ص84-88) این تلاش‌ها به پیمان دوم عقبه انجامید. در این پیمان، هم پیمانان یثربی رسول‌الله(ص) تعهد سپردند همانگونه که از زنان و فرزندان خویش دفاع می‌کنند از او نیز دفاع کنند (تاریخ الطبری، ج2، ص92-93) مشرکان از اینکه حضرت، پایگاه دومی به دست آورده سخت هراسان شدند؛ زیرا تمام نقشه‌های خود را در جلوگیری از پیشرفت اسلام نقش بر آب می‌دیدند.

جلسه مشورتی در دارالندوه برگزار شد و نتیجه این نشست آن شد که از هر قبیله افرادی برگزیده شوند و شبانه به خانه پیامبر یورش برند و او را قطعه قطعه کنند. خداوند رسول گرامی(ص) را از این نقشه شوم آگاه ساخت و او را مأمور به هجرت کرد. علی(ع) بر بستر پیامبر(ص) جایگزین شد و حضرت، شبانه مکه را ترک گفت. (تاریخ الطبری، ج2، ص98-99)

هنگامی که مشرکان به خانه پیامبر(ص) هجوم آوردند، علی(ع) را دیدند که ایثارگرانه به جای پیامبر(ص) در بستر آرمیده است. و این گونه توطئه مشرکان خنثی شد و پیامبر پای به مدینه گذاشت. با هجرت پیامبر به مدینه، ضربه محکمی به مشرکان و یهود وارد آمد و مکه در شوک فرو رفت.

علیرضا مترصد