تبار انحراف - جلد اول

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

تبار انحراف - جلد اول

پژوهشی در جریان شناسی انحرافات تاریخی است که توسط استاد مهدی طائب نگاشته شده است

۱ مطلب با موضوع «حاکمیت بی نظیر» ثبت شده است


خداوند وی (سلیمان) را گفت: ... اما اگر شما و پسرانتان از متابعت من روگردانیده، اوامر و فرایضی را که به پدران شما دادم، نگاه ندارید ... آنگاه اسرائیل را از روی زمینی که به ایشان دادم، منقطع خواهم ساخت و این خانه را که به جهت اسم خود تقدیس نمودم از حضور خویش دور خواهم انداخت، و اسرائیل در میان جمیع قوم‌‌ها ضرب‌المثل و مضحکه خواهد شد. (عهد عتیق، اول پادشاهان، باب 9، شماره 6و7)

رویاروی انبیاء و بنی‌اسرائیل، به طول انجامید. در این میان طواغیت بر آنها یورش آورده و بسیاری از بنی‌اسرائیل اسیر طاغوتیان شدند و بسیاری در نبرد میان آنان و طاغوت، کشته و زخمی شدند تا اینکه نوبت به پیامبری داوود(ع) رسید. داوود(ع) از سربازان طالوت بود. در نبرد طالوت و جالوت، جمعیتی حاضر به همکاری با طالوت و داوود(ع) شدند. هنگامی که طالوت آنان را برای مبارزه می‌برد، با نوشیدن آب امتحانشان کرد. نمونه‌ای که قرآن ذکر کرده است، عمق مادی‌گرایی و معکوس شدن ذهن‌ها در بنی‌اسرائیل را نشان می‌دهد:

چون طالوت سپاهیانش را به راه انداخت، گفت: خدا شما را به جوی آبی می‌آزماید: هر که از آن بخورد، از من نیست، و هر که از آن نخورد یا تنها کمی بیاشامد، از من است. همه جز اندکی، از آن نوشیدند. چون او و مؤمنانی که همراهش بودند، از نهر گذشتند، گفتند: امروز ما را توان جالوت و سپاهش نیست. آنانی که می‌دانستند که با خدا دیدار خواهند کرد، گفتند: به خواست خدا، چه بسا گروه اندکی که بر گروه بسیاری غلبه کند، که خدا با کسانی است که پای می‌فشرند. (بقره/249)

مسیر حق با افرادی که نمی‌توانند بر خواسته‌های مادی و امیال خود مسلط شوند، طی نخواهد شد. در نهایت، جالوت کشته شد و چون عنصر پیروزی آنها داوود(ع) بود، بعد از طالوت بر گرد او جمع شدند و او به حاکمیت رسید و قدس را دوباره بنا نهاد. (ر.ک: قاموس کتاب مقدس، ص369) قدسی را که ایشان در وهله نخست گرفته بود، همه ارزش آنها بود. فرقه منحرفی که همچنان می‌خواهد بر قدرت مسلط شود، در کنار داوود(ع) حضور دارد، اما فعلاً عرصه ابراز نیست. پس از فوت داوود(ع) پسرش حضرت سلیمان(ع) به جای ایشان نشست. خداوند برای اثبات قدرت خویش،‌ قدرت‌های فراوانی را در اختیار سلیمان(ع) قرار داد. باد، مُسخر امر او شد. حیوانات و جنیان نیز زیر فرمان او بودند.

گفت: ای پروردگار من، مرا بیامرز و مرا ملکی عطا کن که پس از من کسی سزاوار آن نباشد، که تو بخشاینده‌ای. پس باد را رام او کردیم که به نرمی هر جا که آهنگ می‌کرد، به فرمان او می‌رفت و دیوان را که هم بنا بودند و هم غواص. و گروهی دیگر را، که همه بسته در زنجیر او بودند. این عطای بی حساب ماست. خواهی آن را ببخش و خواهی نگهدار. (ص/35-39)

و تندباد را مسخر سلیمان کردیم که به امر او و در آن سرزمین که برکتش داده بودیم،‌ حرکت می‌کرد و ما بر هر چیزی آگاهیم. و گروهی از دیوان برایش در دریا غواصی می‌کردند و جز آن به کارهای دیگر مشغول بودند و ما حافظ آنها بودیم. (انبیاء/81 و 82)

سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد هم آمدند و آنها به صف می‌رفتند. (نمل/17)

حضرت سلیمان به حاکمیت بی نظیری دست یافت و در همین دوران، هیکل (واژه عبری معبد و پرستشگاه) را بنا نهاد. (ر.ک: قاموس کتاب مقدس، ص931؛ اخبال الطوال، ص21؛ تاریخ الیعقوبی، ج1، ص58) هسته انجرافی بنی‌اسراییل در این حکومت نیز زیست و خواسته جهانی شدن او دو چندان شد؛ چرا که شکوه و اقتدار آن حکومت عجیب را می‌دید.

سلیمان(ع) در این حکومت با آن همه اقتدار، از دست بنی‌اسرائیل آزار می‌دید. تا بدانجا که ایشان را به سحر و کفر متهم ساختند. (عهد عتیق، اول پادشاهان، باب11، شماره3 تا 8؛ المیزان، ج1، ص234؛ البدء و التاریخ، ج 3، ص106) که قرآن در مقام دفاع از آن، این اتهام را رد نموده و فرمود:

و از افسونی که دیوها به روزگار پادشاهی سلیمان می‌خواندند پیروی کردند، و سلیمان کافر نبود،‌ ولی دیوها که مردم را به جادوگری می‌آموختند کافر بودند. (بقره/102)

خواص اهل باطل یهود، مردم را در مسیر سحر و قدرت سازی در برابر قدرت سلیمان(ع) قرار می‌دادند. همه حرفشان این بود که چرا در حکومت سلیمان(ع)، ما که از بنی‌اسراییل هستیم، اجازه بهره‌وری نداریم؟ از حکومت سلیمان راضی نبودند، در حالی که حکومت بنی‌اسراییل بود؛ از این رو وقتی که حضرت سلیمان(ع) از دنیا رفت، به مرور حکومت حق نیز فرو پاشید.

مدتی پس از پایان دوران پر شکوه حکومت داوود و سلیمان(ع)، دوباره یهود واپس می‌‌گراید و این بار تمام حکومتش و قدس را از دست می‌دهد. (اسراء/4-8 - عهد عتیق، ارمیا، باب 27، شماره 6؛ ر.ک: تفسیر نمونه،‌ ج12، ص25-33 المیزان، ج13، ص38-45) اما سازمان یهود به برنامه‌ریزی جدیدی برای رسیدن به امیال خویش یعنی حاکمیت جهانی به مرکزیت قدس پرداختند و زیرکان و خردمندان قوم خود را، باعناوین خواب‌گذار و طبیب و ساحر به درون مراکز قدرت و دربار دولت‌های منطقه می‌راندند تا به زمان لازم کارساز شوند. آنان طرح عملیاتی‌شان را تغییر دادند و در پس قدرت‌‌های بزرگ پنهان شدند تا در زمان مناسب همه قدرت‌ها را برای خواسته‌های خویش، به خط کنند.

علیرضا مترصد